|
مرده بدم زنده شدم - غیر آلبومی
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم .......... دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای .......... رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم گفت که سرمست نه ای رو که ازین دست نه ای .......... رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم .......... در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم چشمه ی خورشید تویی سایه گه بید منم .......... چونکه زدی بر سر من پست و گدازنده شدم شکر کند چرخ فلک از ملک ملک و ملک .......... کز کرم و بخشش او روشن و بخشنده شدم
«مرده بدم زنده شدم» از قطعات بداهه خوانی و بداهه نوازی بسیار مشهور زمان ما می باشد. این قطعه و دیگر قطعات بداهه خوانی علیرضا افتخاری و بداهه نوازی نوازندگان و اساتید نام آور که در یک مجموعه ی متعدد می گنجد در دهه ی هفتاد در استدیو «تماشاگه راز» ضبط شد. در این سری از قطعات بداهه مجموعه ای از قطعات آوازی و ضربی بصورت بداهه ضبط شده بود که یک سری از این قطعات با تغییراتی در زمان قطعات و اضافه کردن ساز دف در قالب آلبوم «مستانه» در بهار ۷۹ منتشر شد و یک سری دیگر از این قطعات نیز با ضبط جدید و با سازبندی جدید در قالب آلبوم «شب عاشقان» در زمستان ۸۱ منتشر شد. علیرضا افتخاری با اعتقادی که به عطار و مولانا دارد بیان می دارد که این قطعات بداهه خوانی با یاری خود حضرت مولانا و عطار شکل گرفته است و این قطعات در لحظه خلق و اجرا شده اند. وی همچنین معتقد است که هر آهنگی می بایست سند الهام آن زمان را داشته باشد. «مرده بدم زنده شدم» نیز یکی از قطعات همین مجموعه است که با تغییرات ذکر شده در آلبوم «مستانه» منتشر شد. اجرای بسیار خاص افتخاری با حال و هوایی عرفانی ، سماع نهفته در غزل مولانا را به زیبایی به تصویر می کشد ، در حقیقت این قطعه ی کارعمل (ضربی بداهه) سماعی ست قلندرانه و عاشقانه که در چهار ضلعش غزل مولانا ، صدای افتخاری ، سه تار ذوالفنون ، و تنبک یاسری ، جای دارند. همراهی بسیار خاص در نوازندگی سه تار جلال ذوالفنون با صدای افتخاری نشان از هماهنگی والا و تحسین برانگیز این گروه سه نفره با یکدیگر دارد و صد البته درکی آگاهانه از غزل و سماع مولانا که بخوبی در لحظه به لحظه ی این قطعه وجود دارد و لحظه ای شنونده را به حال خود رها نمی کند.
دانلود «مرده بدم زنده شدم» - غیر آلبومی : با صدای علیرضا افتخاری قطعه ای که در این پست برای دانلود آماده شده است ، اولین اجرای «مرده بدم زنده شدم» می باشد که در این قطعه سه تار ذوالفنون و تنبک داود یاسری صدای افتخاری را همراهی می کند. این قطعه تا به امروز به صورت آلبوم منتشر نشده است و آنچه در کاست «مستانه» وجود دارد ، متفاوت از این قطعه می باشد. به امید آنکه از شنیدن این قطعه ی اصل و غیر آلبومی لذت ببرید.
|+| نوشته شده توسط میلاد محمدی در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 و ساعت 2:55 یاس ایوان ما
در پیچ و تاب جــــاده ی یثرب .......... بر آستـــان سنگی صحــــرا آشـفـتـه روی و موی خراشــید .......... دستـان پاک و کوچک زهرا این کیست بر نشـسته شکـسـته .......... بر اسب چون کمـان سواران خورشید خون گرفته ی مغرب .......... چون لاله سرخ پوش بهاران گر سیـــــد قریشی بطـحــاست .......... پس حـمزه ی سپه شکنش کو یا کو عـــــلی مبــــاد خـــــدایا .......... پس کو کجـاست کو بدنش کو هنر تجلی گاهی ست که بسته به حال و دوران آفریدگار هنرمندش، جلوه می کند. چنانچه حال و هوای هنرمند، در فصل بهار باشد هنری به مناسبت بهار خلق می کند ، چنانچه حال و هوایش در فصل عشق باشد هنری عاشقانه به مناسبت عشق خلق می کند ، چنانچه حال و هوایی در فصلی محزون داشته باشد هنری بدان مناسبت خلق می کند چنانچه حال و هوایش... این بار که فصل شهادت عشق محزون مرد مردان علی مرتضاست، علی بکان نت هایش را بر خطوط حامل نشانده است ، علی معلم کلماتش را بر نت های علی بکان سوار کرده است و علی رضا افتخاری روح سوز نوایش را بر تن کلمات علی معلم که بر نت های علی بکان در خطوط حامل گام بر می دارند ، دمیده است تا هنری مناسب این فصل از روز ها تجلی کند. چه جلوه ای مقدس که به یمن صاحب این فصل از روز ها به نام و یاد گل ایوان ما ، یاس سپید ، می درخشد.
دانلود یثرب (بمناسبت شهادت حضرت زهرا) با کیفیت بالا و وضوح صدا آهنگساز : علی بکان شاعر : علی معلم خواننده : علیرضا افتخاری
***************************************
پاره ای از شعر زیبای یاس سروده ی احمد عزیزی: یاس یک شب را گل ایــــوان ماست .......... یاس تنهــــــا یک سحر مهمان ماست بعــــــد روی صبــــح پرپر می شود .......... راهی شب های دیــــگر مـــــــی شود حضرت زهـــــــرا دلش از یاس بود .......... دانه هـــــــای اشکش از المــــاس بود داغ عطـــــر یاس زهـــــرا زیر ماه .......... می چــکانیـــــد اشک حیدر را به چاه عشق محزون علی یاس است و بس .......... چشم او یک چشمه الماس است و بس اشک مــــی ریزد علی ماننـــــد رود .......... بر تن زهــــــــرا ، گل یاس کبـــــــود ای بهـــــار گریه بــــــار نا امـیــــــد .......... ای گل مــــایوس من یاس سپیـــــــــــد
|+| نوشته شده توسط میلاد محمدی در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 16:33 |




