تبليغاتX
خورشید شبستان
 خروش بحر ، موسیقی ای که شنونده های خاص خود را می طلبد
 

خروش بحر - فردین کریم خاوری - علیرضا افتخاری

 

نام اثر………………….................................................................……………………..…خروش بحر

آهنگساز……………………........................................................…………………..فردین کریم خاوری

خواننده…………............................................................………………………………علیرضا افتخاری

تاریخ تولید (نشر)…………..........................................................……………………..زمستان13۸6

ژانر……………………………….........................................................................…………...سنتی

 

دکتر علی شریعتی:  حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود

افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

 

          خروش بحر اثری موسیقایی است که به همت حوزه ی هنری در زمستان 86 و در ایام سوگواری سالار آزادگی و اسوه ی ایستادگی در برابر ظلم ، امام حسین (ع) به دوستداران آن بزرگوار و جامعه ی موسیقی عرضه شد.  

          اولین تصویری که در خروش بحر با آن مواجه می شویم، طرح ظاهری جلد آلبوم است.! طرح پیش زمینه ی سیاه است و عکس خواننده نیز سیاه و سفید. که در اولین نگاه ، تداعی گر جلوه ی سوگ است. خطوط خاکستری و شکسته ای بطور برش برش بیشتر بصورت افقی و با جلوه ی کمتری بصورت عمودی در طرح دیده می شوند و در این بین خطوطی هم قرمز هستند که شاید بنوعی نمایانگر بیرق و پرچم باشد. اما نکته ی قابل توجه این است که در هیچ کجای این طرح نامی از امام حسین یا کربلا یا امثالهم ملاحظه نمی شود. در حقیقت تا اینجا حس گرافیکی کار ، الهام بخش غم و اندوه و شیون و زاری نبوده است. بلکه با توضیحات ارائه شده و توجه به خطوط شکسته و پیچیده اما تا حدی متوازن ، می توان به این نتیجه رسید که منظور گرافیست کار ، ارسال غم و اندوه نبوده (بر خلاف آنچه در هیئت ها و دسته های عزاداری امام حسین (ع) متداول است) ، بلکه ایجاد و انتقال یک حس معنوی و آگاهی مبتنی بر عقل و منطق اما با پیش زمینه ی سوگ بوده است.

          هنگامه ای بیش نمی گذرد که با ورود به بخش داخلی جلد آلبوم و دیدن نگاشته ی آقای فردین کریم خاوری درباره ی این اثر ، پی به این حس گرافیکی روی جلد که بر تمام اثر هم مطابقت دارد ، می بریم. در این نگاشته ی کریم خاوری می خوانیم:

 

 " بخوان به یاد گل سرخ

آنچه که در یوم محرم 61  ه.ق گذشت، حماسه ای بی نظیر از تاریخ بشر بود

که سرشار از پیام های فرهنگی ، اعتقادی ، سیاسی و اجتماعی است. در این اثر سعی داشتم قسمتی (هر چند کوچک) از بعد حماسی و معنوی آن را با زبان نغمه و نوا بیان کنم. آنچه که در بیان ابعاد فوق در نظر داشتم ، چنین است که می شنوید.

و صد البته در این میان نباید توانایی بلاغت و صدای گرم

خواننده ی توانمند جناب آقای علیرضا افتخاری را از یاد ببریم.... "

 

 

          کریم خاوری ماجرای کربلا و امام حسین و یارانش را ، حماسه ای بی نظیر از تاریخ بشر نام برده است و نه تنها از مظلومیت و تنهایی و ذکر مصیبت برای امام حسین (ع) نامی نبرده بلکه آنرا حماسه ای بی نظیر خوانده است. که نا خود آگاه یادآور این گفته ی دکتر شریعتی است که "حسین (ع) بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود ، افسوس که بجای افکارش ، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند" .  کریم خاوری با این نوشتار دقیقا خط مشی خود و موسیقی خود را مشخص میکند. او در همین ابتدا معلوم می کند که موسیقی او ، موسیقی فکر و معنویت و تامل و کنکاش و تفحص است. کریم خاوری برای شنونده های اثر کاملا روشن می کند که موسیقی ای که با آن روبرو هستند ، موسیقی عزا و نوحه و گریه و زاری و شیون و افغان و خودزنی نیست و موسیقی ای نیست که به درد عوامی که در ایام محرم تنها قصد عزاداری دارند بخورد ، بلکه موسیقی ای است فاخر در راستای معنویت.

           تا همین جا ، و قبل از شنیدن اثر ، طراحی ظاهری کار آنقدر کامل و کافی بوده که تمام زوایای اثر و مخصوصا نوع موسیقی و شنونده ی خاص آن را مشخص می کند. پس ما توقع داریم که در این اثر شنونده ی موسیقی ای باشیم که در رابطه با وقایع کربلا و امام حسین و یارانش است اما نه به شکل متداول و بقول معروف عوام پسند. در حقیقت عوام و اکثریت مردم که درین ایام محرم تنها در پی مجالس سوگواری و سر زنی و سینه زنی هستند و به عمق رشادت و حماسه ی حضرت امام حسین و پیام های عاشورا کمتر توجه می کنند و بیشتر در فکر بزرگ کردن هیئت و خرج و مخارج مراسم و سیاه کردن کوی و برزن و ضیافت های تناول شام بعد مراسم و (متاسفانه) بسیاری رفتارهای زشت و زننده (که ترجیه می دهم درینجا به آنها اشاره نکنم) هستند ، مخاطب این موسیقی نخواهند بود.

          در مجموع کریم خاوری با این موسیقی یک عادت گریزی سخت و بزرگ ، در راستای فکر دکتر شریعتی انجام داده است که ، تا همین حد هم بسیار جای بحث و فکر دارد. شاید با کمی چاشنی خوش انصافی بتوان موسیقی "خروش بحر" را اولین نمونه ازین نوع موسیقی بحساب آورد.

          ژانر موسیقی این اثر در حیطه ی موسیقی سنتی است. البته با توجه به تعاریف بزرگان و نکته سنجان ، از موسیقی سنتی، بهتر است بگوییم موسیقی اصیل ، تا نکته بینان و ظریف اندیشان از ما خرده نگیرند. سازهایی چون سنتور (مسعود آرامش مقدم) ، نی (فردین لاهور پور) ، کمانچه و کمانچه آلتو (شروین مهاجر) ، بربط (شهرام غلامی) ، قانون (پریچهر خواجه) ، تارباس (سهیل سان احمدی) ، سه تار باس (کاووس صابونی ، محمد برزین) ، دف ، دمام ، دهل ، تاس ، طبل بزرگ، سنج (مهرداد کریم خاوری) ، سه تار (فردین کریم خاوری) در این اثر  هنرنمایی می کنند.

  

به سراغ خود موسیقی می رویم.

          با قطعه ی کاروان شروع می شود. با صدای کمانچه ، سنج و ریز مضراب های سازهای مضرابی بصورت همصدایی ، مقدمه ی کاروان را می شنویم که تا پایان قطعه همین نوع سازبندی و تنظیم بر کل قطعه حکمفرماست. سینکوپ های سنج و هر از گاهی مضراب های مشخص قانون برای پر کردن فضاهای سکوت ، تم محزون مناسبی را برای ارائه ی شعر ارائه کرده است. در حقیقت همانند رنگ پس زمینه ی سیاه جلد آلبوم می باشد و مشخص کننده ی موضوع اصلی موسیقی است.

علیرضا افتخاری شعر "ای کاروان آهسته رو"  ی سعدی را در شور می خواند در برخی تکرارهای ابیات ، گروه نیز در خواندن شعر بصورت کر مردانه عمل می کند. تحریرهای ریز و تکیه های مشخص افتخاری در اجرای این قطعه ، که دقیقا بر روی ملودی قطعه است ، بر ظرایف کار افزوده است. دقیق و مطابق اصل نت خواندن افتخاری در این قطعه باعث شده است تا ذهنیات آهنگساز دقیقا عملی شود و آهنگ بدون تحریف و دست خوردگی اراده شود. البته علیرضا افتخاری در بند پایانی این قطعه ، در خواندن "ای وا مصیبت های من..."  تحریر و کشش را روی مصوت "مصیــــ" ارائه کرده است اما در در تکرار اول این قسمت این تحریر و کشش را بین "ای وا" و "مصیـــ" تقسیم کرده و در تکرار دوم ، تحریر "ای وا" را با اشاره ی کوچکی به اوج و کشش بیشتری نسبت به "مصیــ" ارائه کرده است. که این کار از نظم این بند پایانی کاسته است. شایسته تر می بود که علیرضا افتخاری ، همه ی تکرار ها را مثل هم اجرا می کرد.

          قطعه ی بعدی در کاست (نه در cd) آواز و نی است ، که آوازی کوتاه (6 دقیقه) است و اگر اشتباه نکنم از اشعار فایز استفاده شده است که در کل٬ این آواز حرف خاصی برای گفتن ندارد و از زیبایی و پیچیدگی های آوازهای علیرضا افتخاری ، در آن نشانی نیست.

          "سرو خدا" سومین قطعه است. استفاده از سازهای بم ، مثل عود ، بمتار ، سه تار بم در کل موسیقی، این اثر را به گام بم نزدیک کرده است که تا حدودی به اثر ، عمق و غنا بخشیده. خوشبختانه ، علیرضا افتخاری از توانایی صدایی مناسبی برای اجرای پرده ای مختلف برخوردار است و بر عکس بسیاری از خواننده ها که تنها در گام مشخصی توانایی اجرا دارند ، در بیشتر پرده ها براحتی می خواند. درینجا هم براحتی هم بم می خواند و در عین حال تحریر های مناسب ارائه می دهد. شعر این قطعه از غزلیات محتشم کاشانی است. در مصرع "بیخودم من خبر از رفتن جانم ندهید" اول بصورت بم و در تکرار ، افتخاری در اوج می خواند که در اوج صدایش با گلایه و تمنا همراه است که از نکات طلایی صدای افتخاری است که برای اجرا از آن نکات استفاده کرده. افتخاری در اجرا ، از تمامی امکانات صدای خود استفاده می کند و به جرات می گویم که این نکات طلایی در صدای خواننده ی دیگری وجود ندارد ، اگر وجود دارد هم ، خواننده قادر به استفاده از آن نیست. گویا علیرضا افتخاری شعر و موسیقی را کاملا به هم آغشته کره است و آنگاه آنرا برای مخاطبش می آراید. البته در همینجا بعد از این اوج مزبور ، افتخاری چند مصوت را با کشش های مشخص ارائه می کند که متاسفانه در ارائه ی تکرار آنها نیز بنا بر میل خود از کلماتی نظیر "دوست" و "عزیزم" و ... استفاده می کند که چون بدون رعایت تقارن از آنها استفاده کرده از نظم موسیقی کریم خاوری به شدت کاسته است. استفاده ی زیبای کریم خاوری از سه تار باس در دقیقه ی ششم این قطعه ، حالت زیبایی به کار بخشیده و نوعی متبلور شدن را تداعی می کند.

          بعد از چندین دقیقه شور و دشتی با ورود به قطعه ی "خروش بحر" ، پنجره ای رو به چهارگاه برای ما باز می شود که با صدای دف ، بر حالت معنوی موسیقی افزوده می شود. کریم خاوری چهارگاه مناسبی برای ارائه ی موسیقی خاص خود که برای ایام متبرک و مشخصش ساخته است، ایجاد کرده. افتخاری این قطعه را با غزلی از محتشم کاشانی اجرا می کند که در این قطعه هم مانند دیگر قطعات صدای کر مردانه دیده می شود.

 

          قطعه ی "فراق" در افشاری است با شعری از مهجور اصفهانی. مهجور اصفهانی از شعرای شیفته ی اهل بیت بوده که گویا مردم اصفهان احترام خاصی برای این شاعر قایل هستند و اشعارش را بسیار محترم می شمارند.

متاسفانه در این قطعه به یک نکته ی ظریف شعری بر می خوریم:

          شعر با مطلع "...چه سازم از فراق او که خون گریم ازین ماتم" شروع می شود. در ابیات بعدی نیز با این بیت مواجه می شویم:

"من از دست فراقت کی امید زندگی دارم..."

          حال نکته ی قابل توجه این است که واژه ی "فراق" که به معنای دوری است و باید با مصوت کسره خوانده شود ، توسط علیرضا افتخاری با فتحه خوانده می شود که معنای کلمه و کل مطلب را خراب می کند.البته در ابتدای قطعه ، افتخاری آنرا با کسره می خواند اما در دفعات بعدی با فتحه می خواند و حتی در جایی از قطعه ، گروه کر بیت آغازین را می خوانند و "فراق" را با کسره ارائه میدهند اما بلافاصله پس از گروه و در تکرار بیت ، افتخاری آنرا با فتحه می خواند.!

          متاسفانه جای تعجب و تاسف وجود دارد که چرا این اشتباه فاحش مورد توجه هیچ یک از هنرمندان مربوطه نبوده است.!

          در آخرین قطعه ی با کلام ، به قطعه ی "وداع" می رسیم. چهارگاهی سوزناک با شعری از محتشم کاشانی. انصافا علیرضا افتخاری هم در اجرای این نمونه چهارگاه ها خوش درخشیده است و حس درستی را به شنونده منتقل کرده است.

          دو قطعه ی پایانی این اثر ، دو قطعه ی بی کلام با نام های "بر بال ملایک" و "کیمیاگران" هستند. در رابطه با این اثر هیچ حرفی نمی زنم، زیرا واقعا باید هنرمندی فردین کریم خاوری را در این دو قطعه شنید و به سیم ارتباطی اش وصل شد. در همین حد می گویم که گویا تمام قطعات با کلام این اثر ایجاد شده اند تا پیش زمینه ای باشند برای این دو قطعه. دو قطعه ی بی کلام اما  سرشار از حرف برای گفتن.!

          در کل به نظر بنده، خروش بحر ، اثری است موفق در ژانر موسیقی اصیل که فقط و فقط شنونده ی خاص خود را می طلبد. موسیقی ای است که برای فکر و تامل خلق شده است و زودگذر و اتفاقی نیست. به همین خاطر از هر گروه علاقمندان موسیقی سنتی را مخاطب قرار نمی دهد و تنها قشر خاصی را مورد خطاب دارد.

         تبریک می گویم به پدید آورندگان این اثر که چنین حرکت قابل تقدیری را انجام دادند. فردین کریم خاوری که فکر اولیه و جرقه ی خلق اثر توسط او بوده است و علیرضا افتخاری که مدت ها بود موسیقی ای درین حد مفهومی و با شنودگان خاص ،اجرا نکرده بود.

        با توضیحات داده شده ، نباید توقع  داشت که "خروش بحر" با استقبال خوبی روبرو شده باشد ، چون موسیقی ای نیست که عوام پسندانه باشد ، اما برای قشری که دنبال ظرایف و حرفهای ناگفته و جدید در موسیقی ایرانی می گردند و از شنونده های خاص موسیقی هستند و مشتاق موسیقی فاخر و سطح بالا هستند بسیار جذاب و سیراب کننده خواهد بود.

 

 

|+| نوشته شده توسط میلاد محمدی در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 3:28