تبليغاتX
خورشید شبستان
 "خورشید آرزو" حرکتی نو در موسیقی

خورشید آرزو 

          نوشته ای که پیش رو دارید ، حاصل تامل و نگاه شخصی بنده ، به اثر موسیقایی باکلام "خورشید آرزو" با اجرای گروه دستان می باشد و نقدی است در جهت معرفی صحیح (تا آن حدی که از دست و قلم بنده بر می آید) این اثر موسیقایی به جامعه ی امروز ما ، که به دلیل مشغله های کاذب فراوان ، مجال صرف وقت برای پیدا کردن موسیقی مناسب خود را ندارد. و پرداختن به زیر و زبر زوایای مختلف "خورشید آرزو". این اثر در تور های کنسرت گروه دستان و به خوانندگی همایون شجریان ، در خارج از کشور اجرا شده بود که امسال (1378) نیز در تالار وزارت کشور اجرا شد. آلبوم منتشر شده ی "خورشید آرزو" در ایران حاصل اجرای این گروه در برلین است و از نظر صدابرداری در سطح کیفی بسیار مناسبی می باشد.

همایون شجریان

          گروه های موسیقی ایرانی ، متاسفانه به دلایل مختلف از استحکامی که باید برخوردار باشند ، نیستند و منفی بودن این گزینه باعث شده است که هر از چند گاهی که یک گروه موسیقی ایجاد می شود و با استقبال مخاطبین مواجه می شود ، دیری نمی پاید که از هم پاشیده می شود (بقول قیصر امین پور: "ناگهان چه زود دیر می شود" ! ) و پس از چندی جز خاطره ای ، از آن نمی ماند. ریشه یابی این معضل هم به اصل روح هنر بر می گردد. اخلاق هنرمندانه ای که می بایست در میان هنرمندان وجود داشته باشد -بالاخص در هنرمندان موسیقی – بسیار کمرنگ شده است و دوری و اجتناب از خصایص نیکوی هنری در میان این قشر هنرمندان باعث اختلافات عجیب و تاسف باری در میان هنرمندان شده است. اخلاق که از ارکان جدانشدنی هنرمندان ملبس به البسه ی هنر بود ، اکنون به مفهومی بیگانه در فرهنگ هنری ما تبدیل شده است. این کمرنگ شدن رکن اخلاق ، در زمینه ی هنر موسیقی بسیار جدی تر و ملموس تر از دیگر هنر ها احساس می شود. حال بررسی این معضل و علل آن در حوصله و مجال این پست نمی گنجد و مطلبی جدا را طلب می کند.

سعید فرجپوری

           با همه ی این احوالات ،  و کم شدن همبستگی گروه ها ، اما چند گروه استوار ، هنوز هم به فعالیت های هنری خود ادامه می دهند. بدون اغراق باید گفت که گروه کامکارها موفق ترین و همبسته ترین گروه موسیقی معاصر ایران است که با وجود تمام فراز و نشیب ها باز هم ، با همان اقتدار و جدیت قبل ، به فعالیت های خود ادامه می دهد و مخاطبین خاص و عام خود را هم دارد. همچنین گروه شمس (که در قدیم گروه تنبور شمس نام داشت) نیز یکی دیگر از گروه هایی است که به فعالیت خود ادامه داده است اما نه به استحکام کامکارها. اما گروه دیگری که همچنان به فعالیت خود ادامه داده است ، گروه دستان می باشد. با اینکه گروه دستان به اقتدار و استحکام گروه کامکارها نبود و در برهه های زمانی ای کمرنگ شد اما همچنان به فعالیت ها و حضور خود ، اهتمام می ورزد.

          گروه دستان به اجرای کنسرت زنده اهمیت خاصی می دهد و این آلبوم "خورشید آرزو" نیز حاصل یکی از همین کنسرت هاست. آهنگساز این مجموعه سعید فرجپوری ، نوازنده ی بنام و مطرح کمانچه ی کشورمان است. اعضای دیگر گروه دستان در این آلبوم ، عبارتند از: حمید متبسم ، نوازنده ی تار ، حسین بهروزی نیا ، نوازنده ی بربط ، همایون شجریان ، خواننده ، پژمان حدادی ، نوازنده ی تنبک ، دایره و بم دایره ، بهنام سامانی ، نوازنده ی دف ، کوزه و دایره و بالاخره سعید فرجپوری نوازنده کمانچه.

          چنانچه در بروشور این آلبوم هم آمده است ، کل موسیقی این آلبوم در فضای بیات اصفهان می باشد. بیات اصفهان از نظر احساسی و درودن مایه ای به حالات عاشقانه و عارفانه توجه دارد و بیشتر برای بیان احساسات میان عاشق معشوق بکار می رود. چنانچه در کل این قطعه هم ما شاهد ایجاد فضایی عاشقانه با ملودی های فرجپوری هستیم که همراهی کل گروه در انتقال این احساس نقش بسیار موثری ایفا کرده است.

حمید متبسم           گروه دستان در اجرای این آلبوم از نو آوری زیبایی در تحکیم ریتم بوسیله ی نوازندگان سازهای ریتمیک (کوبه ای) استفاده کرده است. همچنین استفاده از سازهای کوبه ای متعدد و کاملا همگام با یکدیگر از دیگر نقاط برجسته ی این اجرا می باشد. نقش مسلم و برجسته ی ساز بربط حسین بهروزی نیا، در میان دیگر ساز های گروه نیز جای تامل و دقت زیبا شناسانه دارد. چنانچه  تا بحال مرسوم بوده است ، ساز بربط یا عود ، در گروه های موسیقی ما ، نقش زیر صدا و حجم دهنده به کار را داشته است و بدلیل محدودیت های صدایی و پرده ای این ساز ، کمتر نقش موثری در گروه ، به خود می گرفته است. اما در این آلبوم ، بربط ، نه تنها وظیفه ی حجم دهی به موسیقی را داراست بلکه از سازهای موثر در ملودی هم می باشد. نوازندگی فرجپوری و متبسم هم مثل همیشه ،رنگ و لعاب و زنگ خاص خود را دارد. چیزی که در کل موسیقی این آلبوم به خوبی قابل درک است همبستگی شدید و دقت فراوان اعضای گروه در اجرای مناسب و هماهنگ ملودی هاست. هر ساز ، جای دقیق و مناسب خود را دارد و با دیگر سازها کاملا هماهنگ است. این دقت در تنظیم آهنگ ها ، به این اثر ، رنگ و بویی تازه و نو بخشیده است که از طراوت خاصی برخوردار می باشد.

پژمان حدادی

          این آلبوم با قطعه ی "اشتیاق" شروع می شود. "اشتیاق" با مضراب های نرم و مخملی عود آغاز می شود که فضایی ابهام گونه بوجود آورده است. کل این قطعه از نوعی لطافت و آرامش برخوردار است که ، آن را به مقدمه ای مناسب برای ارائه ی آواز "خورشید آرزو" تبدیل کرده است. بلافاصله پس از اتمام این قطعه ، آواز "خورشید آرزو" آغاز می شود این دو قطعه به هم پیوند خورده اند. این پیوند با زیر صدای ساز های مختلف که در اجرای قطعه ی "اشتیاق" هم شرکت داشتند محکم تر شده است. شعر این آواز از مرحوم فریدون مشیری است که از عاشقانه های زیبای وی محسوب می شود. همایون شجریان برای اجرای این شعر از گوشه ی جامه دران مدد گرفته است که الحق و انصاف هم مناسب ترین انتخاب گوشه برای این شعر ، همین انتخاب همایون است.

          جدیدا همایون شجریان ، بر خلاف پدرش ، در اجرا از لطایف احساسی به خوبی بهره می جوید.  ترکیب مناسب و بجای این لطایف احساسی با گوشه ی جامه دران ، این شعر فریدون مشیری را به زیورآلاتی درخشان زینت بخشیده است. جامه دران در بطن خود بار احساسی تمنا و خواهش عاشقانه دارد که انتخاب این گوشه برای بیان ابیاتی از این شعر ، توسط همایون شجریان به بهترین شکل صورت گرفته است. همچنین همایون شجریان ، دراین آواز اشاراتی هم به بیات راجه و اوج اصفهان می کند که انصافا همگی ، انتخاب هایی  بجا و مناسب هستند. همچنین ملودی زیر صدای این آواز نیز از ساخته های همایون است.

          در ادامه ی گروه نوازی همراه با آواز ، به تصنیف "چین زلف" با شعری از عطار نیشابوری می رسیم. اجرای مصرع اول این تصنیف بدون ساز و تنها با صدای بم هایون است که باعث شده است این تصنیف نیز به آواز "خورشید آرزو" پیوند بخورد. از آنجایی که همایون نیز پیرو مکتب پدرش (مکتب آوازی خراسان) است ، بعضا در بیان اشعار شعر را فدای تکنیک می کند (البته نه به اندازه ی محمد رضا شجریان ، زیرا همایون در بیان احساس و شعر بیشتر از پدرش توجه دارد اما این سبک و مکتب پدر خودبخود این تاثیر را بر آواز وی می گذارد) که این نکته باعث شده برخی اشعار بوضوح به گوش شنونده نرسد.

حسین بهروزی نیا

        قطعه ی بعدی ، ساز و آواز "عشق پاک" با شعری از فریدون مشیری است. همنوازان آواز همایون در اینجا حمید متبسم و سعید فرجپوری هستند. این آواز مقدمه ای است برای تصنیف "اسرار عشق". "اسرار عشق" بر روی همان غزل معروف "با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی" حافظ ، تصنیف شده است که از ساخته های سعید فرجپوری است. به شخصه از ترکیب این غزل حافظ با این ملودی رضایت ندارم. براستی این ملودی و آهنگ فرجپوری نتوانسته است این غزل حافظ را بیان کند. در واقع فرجپوری قصد داشته است تا تصنیفی ریتمیک مانند "ساقیا" (من از کجا می از کجا باده بگردان ساقیا) بسازد. اما باید توحه می کرد که این چنین تصنیفی برای بیان این چنین غزلی مناسب نیست و می توانست با انتخاب شعری مناسب تر ، هم به این ملودی جلوه ای مناسب بدهد هم به آن شعر. اما الان هم ملودی کم فروغ شده است و هم غزل خواجه.

بهنام سامانی

        به آواز "دلشده" با شعری از عراقی می رسیم. همراهی کمانچه ی سعید فرجپوری با آواز همایون ، ساز و آواز قدیمی محمد رضا شجریان را در آلبوم "شب سکوت کویر" بخاطرمان می آورد. این آواز همایون نیز از همان آواز پدرش گرته برداری شده است. در پایان این آواز ، حسین بهروزی نیا هم به همراهی با همایون و فرجپوری می آید تا شاید تا حدی از بار شباهت این آواز به آواز شجریان پدر بکاهد اما موفق نمی شود زیرا سایه ی پدر ، در این آواز همایون، بسیار سنگین است. و بالاخره به تصنیف "وطن" می رسیم. این تصنیف از ساخته های فرجپوری است و بر روی شعری از سیاوش کسرایی. براستی می توان گفت که این ملودی تصنیف ، بسیار مناسب و قالب این شعر سیاوش کسرایی است. نقش پر رنگ تمامی سازها در این تصنیف به زیبایی این تصنیف بسیار کمک کرده است. بیت اول این تصنیف توسط همایون و با صدایی بم خوانده می شود که حالتی تامل گونه و سنگین را بخاطر می آورد. در تکرار این بیت از بم خارج شده و با شور و هیجان گروه در اوج همراه می شود. بیان سینکوپ های مساوی برای بیان "وطن" ، "وطن" ، "نظر" ، "فکن" ، "بمن" ، "که من" ، این بیت را بسیار به یاد ماندنی و شور انگیز کرده است. همچنین سکوت های گروه در پایان ضرب ها در بیان "همیشه با تو بوده ام" و صدا و احساس مناسب همایون ، به انتقال شعر بسیار کمک کرده است. گویا همایون با شکوه اما با اقتدار و عصبانیتی مهربانانه ، احساس شاعر را بیان می کند. در مصرع "به جنب و جوش آمدی که در خروش آمدی" نیز جنب و جوش صدای همایون و تحرک زیبای صدای ساز های گروه به خوبی این جنب و جوش شعر را منتقل می کند. بعد از مصرع "برای تو براه تو شکسته ام" از ضرب اولیه ی کار کاسته شده و به ملایمت به ضربی سنگین وارد می شویم ، که با شنیدن صدای کر (صدای اعضای گروه) پی به زیبایی این تغییر ریتم می بریم "سپاه عشق در پی است..." این ریتم سنگین تا آخر قطعه باقی می ماند. براستی که این تصنیف فرجپوری بسیار عاشقانه برای میهن ساخته شده است و حرکتی نو و خلاقانه در تصنیف های معاصر است. هماهنگی سازهای کوبه ای برای اجرای این تصنیف بسیار ستودنی و نیکو است.  

          در پایان نیز از اصفهان به ماهور سفر می کنیم و به تصنیف "مرغ سحر" می رسیم ، رسمی که در اجراهای شجریان ها جا افتاده است و شنونده ها نیز از آن لذت می برند. صدای زیبای بربط و دف ، شکل جدید و نویی به این تصنیف کهنه داده است.

          در پایان باید گفت که این اثر ، حرکتی نو و ابداعی نیکو در زمینه ی موسیقی اصیل است. چرا که تنظیم و نوازندگی در نهایت زیبایی ایجاد شده است و خواننده نیز کاملا کار را درک کرده است و با گروه هماهنگ است. توجه به سازهای کوبه ای نیز از نکات برجسته ی "خورشید آرزو" می باشد که امید وارم با نو آوری های بروز تر ، به آفاق نشناخته تری دست یابند. "خورشید آرزو" از جمله آثار موسیقایی می باشد که صد در صد ارزش شنیدن را دارد.

 

 استفاده از مطالب وبلاگ تنها با ذکر نام و آدرس وبلاگ بلامانع است.

 

|+| نوشته شده توسط میلاد محمدی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 18:54